zuneigen
تمایل داشتن، متمایل شدن (به سمت چیزی یا کسی)، خم شدن
Beispiele
- Die Tulpen ''neigen'' sich der Sonne ''zu''.لالهها به سمت خورشید خم میشوند.
- Sie ''neigt'' ihm den Kopf ''zu'' und streicht mit den Fingern über das blanke Holz des Tresens.او سرش را به سمت او خم میکند و انگشتانش را روی چوب براق پیشخوان میکشد.
Bedeutungen
1
sich + Dativ
به سمت چیزی یا کسی متمایل شدن، خم شدن (فیزیکی)
- Die Blumen neigen sich der Sonne zu.گلها به سمت خورشید متمایل میشوند.
- Sie neigte sich dem Kind zu, um es zu küssen.او به سمت کودک خم شد تا او را ببوسد.
2
Dativ
به چیزی یا کسی گرایش داشتن، علاقه یا همدردی نشان دادن (مجازی)
- Er neigt der Kunst zu und verbringt viel Zeit in Museen.او به هنر گرایش دارد و وقت زیادی را در موزهها میگذراند.
- Das Publikum neigte dem neuen Künstler zu und applaudierte lange.حضار به هنرمند جدید علاقه نشان دادند و مدت طولانی تشویق کردند.