neigen
خم کردن، متمایل بودن، گرایش داشتن
Beispiele
- Das Brett ''neigte'' sich.تخته خم شد.
- Er ''neigte'' den Kopf.او سرش را خم کرد.
- Die Säge ''neigt'' zu starkem Splittern.ا اره گرایش زیادی به تراشهتراشه شدن دارد.
- Sie ''neigt'' dazu, wild um sich zu schlagen.او تمایل دارد که به هر طرفی چنگ بیندازد / پرخاشگری کند.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt / Akkusativ)
خم شدن، کج شدن، متمایل شدن (فیزیکی)
- Der Turm neigt sich leicht nach links.برج کمی به سمت چپ کج شده است.
- Sie neigte den Kopf, um besser zuzuhören.او سرش را خم کرد تا بهتر گوش دهد.
2
zu + Dativ
تمایل داشتن به، مستعد بودن برای، گرایش داشتن به
- Er neigt dazu, alles zu übertreiben.او تمایل دارد همه چیز را اغراق کند.
- Viele Menschen neigen im Winter zu Depressionen.بسیاری از مردم در زمستان مستعد افسردگی هستند.
3
zu + Infinitiv mit zu
مایل بودن به (انجام کاری)، آمادگی داشتن
- Ich bin nicht geneigt, diesen Vorschlag anzunehmen.من مایل نیستم این پیشنهاد را بپذیرم.
- Sie neigt dazu, anderen zu helfen.او تمایل دارد به دیگران کمک کند.