neigen

Aussprache: /ˈnaɪ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: nei·gen
فعل

خم کردن، متمایل بودن، گرایش داشتن

Beispiele

  • Das Brett ''neigte'' sich.تخته خم شد.
  • Er ''neigte'' den Kopf.او سرش را خم کرد.
  • Die Säge ''neigt'' zu starkem Splittern.ا اره گرایش زیادی به تراشه‌تراشه شدن دارد.
  • Sie ''neigt'' dazu, wild um sich zu schlagen.او تمایل دارد که به هر طرفی چنگ بیندازد / پرخاشگری کند.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt / Akkusativ)

خم شدن، کج شدن، متمایل شدن (فیزیکی)

  • Der Turm neigt sich leicht nach links.برج کمی به سمت چپ کج شده است.
  • Sie neigte den Kopf, um besser zuzuhören.او سرش را خم کرد تا بهتر گوش دهد.
2 zu + Dativ

تمایل داشتن به، مستعد بودن برای، گرایش داشتن به

  • Er neigt dazu, alles zu übertreiben.او تمایل دارد همه چیز را اغراق کند.
  • Viele Menschen neigen im Winter zu Depressionen.بسیاری از مردم در زمستان مستعد افسردگی هستند.
3 zu + Infinitiv mit zu

مایل بودن به (انجام کاری)، آمادگی داشتن

  • Ich bin nicht geneigt, diesen Vorschlag anzunehmen.من مایل نیستم این پیشنهاد را بپذیرم.
  • Sie neigt dazu, anderen zu helfen.او تمایل دارد به دیگران کمک کند.