nervös

Aussprache: /nɛrˈvøːs/
Worttrennung: ner·vös
صفت

عصبی، مضطرب

Bedeutungen

1

احساس اضطراب، بی‌قراری یا تنش؛ اغلب در موقعیت‌های استرس‌زا یا قبل از رویدادهای مهم.

  • Er ist immer nervös vor Prüfungen.او همیشه قبل از امتحانات عصبی است.
  • Die nervöse Erwartung vor der Rede war spürbar.انتظار مضطربانه قبل از سخنرانی قابل لمس بود.
  • Sie wurde nervös, als sie den Polizisten sah.وقتی پلیس را دید، عصبی شد.
2

تحریک‌پذیر یا بی‌قرار؛ به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا واکنش نشان دادن.

  • Das laute Geräusch machte das Baby nervös.صدای بلند نوزاد را بی‌قرار کرد.
  • Sein nervöses Zucken zeigte seine Unruhe.تکان خوردن عصبی او بی‌قراری‌اش را نشان می‌داد.
  • Sie ist eine sehr nervöse Person, die leicht aufregt.او فردی بسیار عصبی است که به راحتی هیجان‌زده می‌شود.