nervenaufreibend
اعصابخردکن، طاقتفرسا، بسیار خستهکننده
Beispiele
- Die Achterbahnfahrt war ''nervenaufreibend.سوار شدن بر ترن هوایی طاقتفرسا بود.
- Das Warten auf die Testergebnisse war ''nervenaufreibend''.انتظار برای نتایج آزمایشها طاقتفرسا بود.
اعصابخردکن، طاقتفرسا، بسیار خستهکننده