nervig
۱. عضلانی، پرقدرت، قوی (قدیمی)؛ ۲. آزاردهنده، کلافهکننده (رایج)
Beispiele
- Hercules erscheint in der Reihe der Idealfiguren griechischer Plastik als die ''nervigste'' und untersetzteste.هرکول در میان پیکرههای ایدهآل مجسمهسازی یونانی، به عنوان عضلانیترین و کوتاهترین (از نظر قد) ظاهر میشود.