netzpolitisch

Aussprache: /ˌnɛt͡spoliːtɪʃ/
Worttrennung: netz·po·li·tisch
صفت

مربوط به سیاست‌های اینترنتی/شبکه‌ای

Bedeutungen

1

مربوط به سیاست‌ها، قوانین و مباحث مربوط به اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی.

  • Die netzpolitische Debatte über Datenschutz wird immer wichtiger.بحث سیاست‌گذاری اینترنتی در مورد حفاظت از داده‌ها اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند.
  • Er ist ein Experte für netzpolitische Fragestellungen.او یک متخصص در مسائل مربوط به سیاست‌گذاری اینترنتی است.
  • Die Regierung hat neue netzpolitische Richtlinien angekündigt.دولت دستورالعمل‌های جدیدی در زمینه سیاست‌گذاری اینترنتی اعلام کرده است.