netzen
تر کردن، نمناک کردن، آبیاری کردن (گیاه)
Beispiele
- Eine Träne ''netzte'' seine graue Wimper.اشکی مژههای خاکستری او را تر کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با مایع کمی مرطوب یا خیس کردن
- Der Gärtner netzte die Erde leicht an.باغبان خاک را کمی مرطوب کرد.
- Sie netzte das Tuch, um den Staub abzuwischen.او پارچه را نمناک کرد تا گرد و غبار را پاک کند.
2
Akkusativ
با تور یا شبکه چیزی را گرفتن یا به دام انداختن (معمولاً ماهی یا حیوانات کوچک)
- Die Fischer netzten ihre Netze aus, um Fische zu fangen.ماهیگیران تورهای خود را برای صید ماهی پهن کردند.
- Er netzte den Vogel mit einem feinen Netz.او پرنده را با یک تور ظریف به دام انداخت.