netzen

Aussprache: /ˈnɛt͡sn̩/
Wortzerlegung: net·zen
فعل

تر کردن، نمناک کردن، آبیاری کردن (گیاه)

Beispiele

  • Eine Träne ''netzte'' seine graue Wimper.اشکی مژه‌های خاکستری او را تر کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با مایع کمی مرطوب یا خیس کردن

  • Der Gärtner netzte die Erde leicht an.باغبان خاک را کمی مرطوب کرد.
  • Sie netzte das Tuch, um den Staub abzuwischen.او پارچه را نمناک کرد تا گرد و غبار را پاک کند.
2 Akkusativ

با تور یا شبکه چیزی را گرفتن یا به دام انداختن (معمولاً ماهی یا حیوانات کوچک)

  • Die Fischer netzten ihre Netze aus, um Fische zu fangen.ماهیگیران تورهای خود را برای صید ماهی پهن کردند.
  • Er netzte den Vogel mit einem feinen Netz.او پرنده را با یک تور ظریف به دام انداخت.