netzwerken

Aussprache: /ˈnɛt͡svɛʁkn̩/
Wortzerlegung: netz·wer·ken
فعل

شبکه‌سازی کردن، ارتباطات اجتماعی (معمولاً دیجیتال) برقرار کردن و حفظ کردن

Bedeutungen

1 intransitiv

برقراری و حفظ ارتباطات حرفه‌ای یا اجتماعی برای تبادل اطلاعات و حمایت متقابل

  • Auf der Konferenz konnte er gut netzwerken und neue Kontakte knüpfen.او توانست در کنفرانس به خوبی شبکه‌سازی کند و ارتباطات جدیدی برقرار کند.
  • Es ist wichtig, im Berufsleben aktiv zu netzwerken.در زندگی حرفه‌ای، شبکه‌سازی فعالانه مهم است.