فعل
نوآوری کردن، جدید کردن، بهروز کردن
معانی و تعاریف neuern:
- نو کردن، تجدید کردن، ابداع کردن (اغلب به صورت قدیمی یا ادبی استفاده میشود، معمولاً "erneuern" یا "innovieren" به کار میرود)
جملات نمونه برای neuern:
Gehört es nicht zum Internet, sich ständig zu ''neuern,'' Alternativen zu bieten, seinen virtuellen Status upzudaten?
آیا این جزئی از اینترنت نیست که دائماً نوآوری کند، جایگزینهایی ارائه دهد، وضعیت مجازی خود را بهروز کند؟
Die Stadt wollte ihre alten Gebäude neuern.
شهر میخواست ساختمانهای قدیمی خود را نو کند.
Er versuchte, die Kunst zu neuern.
او سعی کرد هنر را نوآوری کند.