neunwöchig
نه هفتهای، نه هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن نه هفته است یا نه هفته طول میکشد.
- Die neunwöchige Vorbereitungszeit für die Prüfung war intensiv.دوره آمادگی نه هفتهای برای امتحان فشرده بود.
- Sie hat ein neunwöchiges Praktikum in einem renommierten Unternehmen absolviert.او یک دوره کارآموزی نه هفتهای در یک شرکت معتبر گذرانده است.
- Das Projektteam hat einen neunwöchigen Zeitplan aufgestellt.تیم پروژه یک برنامه زمانی نه هفتهای تدوین کرده است.