neurochirurgisch

Aussprache: /ˈnɔɪ̯ʁoçiˌʁʊrɡɪʃ/
Worttrennung: neu·ro·chir·ur·gisch
صفت

مربوط به جراحی مغز و اعصاب

Bedeutungen

1

مربوط به رشته پزشکی جراحی مغز و اعصاب، که به تشخیص و درمان بیماری‌ها و آسیب‌های سیستم عصبی مرکزی و محیطی از طریق جراحی می‌پردازد.

  • Der Patient benötigt eine neurochirurgische Untersuchung.بیمار به یک معاینه جراحی مغز و اعصاب نیاز دارد.
  • Sie arbeitet in der neurochirurgischen Abteilung des Krankenhauses.او در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان کار می‌کند.
  • Die neurochirurgische Operation verlief erfolgreich.عمل جراحی مغز و اعصاب با موفقیت انجام شد.