abnibbeln

Aussprache: /ˈapˌnɪbl̩n/
Worttrennung: ab·nib·beln
فعل

مردن (عامیانه)، کندن با دندان

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abnibbeln)

کندن یا جدا کردن چیزی با دندان‌ها یا نوک؛ این کاربرد بیشتر در گویش‌های شمال آلمان و برلین به معنای مردن (عامیانه) به کار می‌رود.

  • Der Hund knabberte am Knochen und nagte ihn ab.سگ به استخوان چسبید و آن را با دندان کند.
  • Er ist gestern im Krankenhaus abgenibbelt.او دیروز در بیمارستان مرد (اصطلاح عامیانه).