nicht auf allen Hochzeiten tanzen können
نتوانستن در همه جشنها رقصیدن (کنایه از: نتوانستن در همه کارها همزمان شرکت کردن)
Bedeutungen
1
کنایه از اینکه فرد نمیتواند یا نباید در همه رویدادها، فعالیتها یا موقعیتهای اجتماعی همزمان شرکت کند؛ محدودیت توانایی یا زمان برای درگیر شدن در همه چیز.
- Ich kann nicht auf allen Hochzeiten tanzen, ich muss mich für eine Sache entscheiden.من نمیتوانم در همه کارها همزمان شرکت کنم، باید یکی را انتخاب کنم.
- Er möchte bei jeder Party dabei sein, aber er kann einfach nicht auf allen Hochzeiten tanzen.او میخواهد در هر مهمانی حضور داشته باشد، اما نمیتواند در همه جا همزمان باشد.
- Man kann nicht auf allen Hochzeiten tanzen, man muss Prioritäten setzen.نمیتوان در همه کارها همزمان دخیل بود، باید اولویتبندی کرد.