nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen können
نتوانستن همزمان در دو جشن رقصیدن (کنایه از: نتوانستن در دو کار یا موقعیت همزمان دخیل بود)
Bedeutungen
1
کنایه از اینکه فرد نمیتواند همزمان در دو موقعیت، رابطه یا فعالیت مهم و متضاد درگیر باشد؛ ناتوانی در مدیریت همزمان دو تعهد یا مسئولیت که نیاز به تمرکز و حضور کامل دارند.
- Er kann nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen; er muss sich für eine Frau entscheiden.او نمیتواند همزمان در دو موقعیت باشد؛ باید یکی از زنان را انتخاب کند.
- Man kann nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen, wenn man erfolgreich sein will.اگر بخواهید موفق باشید، نمیتوانید همزمان در دو کار دخیل باشید.
- Sie versucht, zwei Jobs gleichzeitig zu machen, aber sie merkt, dass sie nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen kann.او سعی میکند دو شغل را همزمان انجام دهد، اما متوجه میشود که نمیتواند در دو موقعیت همزمان دخیل باشد.