nicht die Bohne
پشیز ارزش نداشتن، اصلاً و ابداً، هیچچیز
Bedeutungen
1
به هیچ وجه، اصلاً، مطلقاً هیچ؛ برای تأکید بر عدم وجود یا عدم اهمیت چیزی.
- Ich interessiere mich nicht die Bohne für Politik.من اصلاً به سیاست علاقهای ندارم.
- Er hat mir nicht die Bohne von seinem Plan erzählt.او اصلاً چیزی از نقشهاش به من نگفت.
- Diese alte Regel interessiert uns nicht die Bohne.این قانون قدیمی اصلاً برای ما اهمیتی ندارد.