nicht müde werden

Aussprache: /nɪçt ˈmyːdə ˈvɛrdn̩/
Worttrennung: nicht ·mü·de wer·den
اصطلاح

خسته نشدن؛ دست از چیزی نکشیدن؛ پیگیر بودن

Bedeutungen

1

با وجود سختی‌ها و موانع، همچنان به تلاش و پیگیری ادامه دادن و تسلیم نشدن.

  • Sie kämpft für ihre Rechte und wird nicht müde, dafür zu sprechen.او برای حقوق خود می‌جنگد و از صحبت کردن در این باره خسته نمی‌شود.
  • Der Lehrer ermutigte die Schüler, nicht müde zu werden, bis sie die Aufgabe gelöst hatten.معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا زمانی که مسئله را حل نکردند، خسته نشوند.
  • Auch nach vielen Rückschlägen werden sie nicht müde, ihr Ziel zu verfolgen.آنها حتی پس از شکست‌های متعدد، از پیگیری هدف خود خسته نمی‌شوند.