nicht zu Schmidtchen gehen, sondern zu Schmidt
کار را به کاردان سپردن / مستقیماً به سراغ تصمیمگیرنده اصلی رفتن
Bedeutungen
1
به جای مراجعه به افراد واسطه یا پایینرده، مستقیماً به سراغ فرد مسئول یا تصمیمگیرنده اصلی رفتن تا کار سریعتر و مؤثرتر انجام شود.
- Wenn du das Problem lösen willst, solltest du nicht zu Schmidtchen gehen, sondern direkt zu Schmidt.اگر میخواهی مشکل را حل کنی، نباید به سراغ افراد بیربط بروی، بلکه مستقیماً به سراغ مسئول اصلی برو.
- Ich habe es satt, immer nur mit den Assistenten zu sprechen. Ich gehe jetzt nicht mehr zu Schmidtchen, sondern zu Schmidt.از اینکه همیشه فقط با دستیاران صحبت میکنم خسته شدهام. دیگر به سراغ افراد بیربط نمیروم، بلکه مستقیماً به سراغ مسئول اصلی میروم.
- Bei wichtigen Angelegenheiten ist es besser, nicht zu Schmidtchen zu gehen, sondern zu Schmidt, um eine schnelle Entscheidung zu bekommen.در امور مهم، بهتر است به جای مراجعه به افراد بیاهمیت، مستقیماً به سراغ مسئول اصلی رفت تا تصمیمی سریع اتخاذ شود.