nichtreligiös
غیرمذهبی، سکولار
Bedeutungen
1
عدم پیروی از دین یا باورهای مذهبی خاص؛ سکولار.
- Viele Menschen in Europa sind heute nichtreligiös.بسیاری از مردم در اروپا امروزه غیرمذهبی هستند.
- Er wuchs in einer nichtreligiösen Familie auf, die keinen Wert auf kirchliche Rituale legte.او در خانوادهای غیرمذهبی بزرگ شد که برای آیینهای کلیسایی ارزشی قائل نبود.
- Die Politik sollte nichtreligiös sein und alle Bürger gleich behandeln.سیاست باید سکولار باشد و با همه شهروندان به طور یکسان رفتار کند.