nichtreligiös

Aussprache: /ˈnɪçtʁeliˌɡi̯øːs/
Worttrennung: nicht·re·li·gi·ös
صفت

غیرمذهبی، سکولار

Bedeutungen

1

عدم پیروی از دین یا باورهای مذهبی خاص؛ سکولار.

  • Viele Menschen in Europa sind heute nichtreligiös.بسیاری از مردم در اروپا امروزه غیرمذهبی هستند.
  • Er wuchs in einer nichtreligiösen Familie auf, die keinen Wert auf kirchliche Rituale legte.او در خانواده‌ای غیرمذهبی بزرگ شد که برای آیین‌های کلیسایی ارزشی قائل نبود.
  • Die Politik sollte nichtreligiös sein und alle Bürger gleich behandeln.سیاست باید سکولار باشد و با همه شهروندان به طور یکسان رفتار کند.