nichtständig
غیردائمی، موقت، گذرا
Bedeutungen
1
چیزی که برای مدت طولانی در نظر گرفته نشده است؛ موقتی یا گذرا.
- Er hat nur eine nichtständige Anstellung in dem Unternehmen.او فقط یک شغل موقت در آن شرکت دارد.
- Die Regelung ist nur nichtständig und wird bald durch eine neue ersetzt.این مقررات فقط موقتی است و به زودی با مقررات جدیدی جایگزین خواهد شد.
- Wir haben eine nichtständige Lösung für das Problem gefunden.ما یک راه حل موقت برای مشکل پیدا کردیم.