nichtweiß
غیر سفیدپوست، رنگینپوست
Bedeutungen
1
به فردی اشاره دارد که پوست او سفید نیست؛ اصطلاحی که اغلب در زمینههای اجتماعی و جمعیتی برای توصیف افراد غیر قفقازی استفاده میشود.
- Die Studie untersuchte die Erfahrungen von nichtweißen Bevölkerungsgruppen.این مطالعه تجربیات گروههای جمعیتی غیر سفیدپوست را بررسی کرد.
- In dieser Stadt leben viele nichtweiße Einwanderer.بسیاری از مهاجران غیر سفیدپوست در این شهر زندگی میکنند.
- Er setzt sich für die Rechte nichtweißer Menschen ein.او برای حقوق افراد غیر سفیدپوست تلاش میکند.