nichtweissen
سفید نکردن
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall
عدم دستیابی به رنگ سفید مطلوب در فرآیندهای صنعتی مانند رنگرزی، سفیدگری پارچه، یا تولید کاغذ. این اصطلاح به طور خاص در متون فنی و تخصصی کاربرد دارد.
- Trotz mehrfacher Bleichgänge ließ sich das Garn nicht vollständig weißen.با وجود چندین مرحله سفیدگری، نخ به طور کامل سفید نشد.
- Die chemische Zusammensetzung des Wassers verhinderte, dass die Textilfasern die gewünschte Helligkeit erreichten und nicht weißten.ترکیب شیمیایی آب مانع از رسیدن الیاف پارچه به روشنایی مطلوب شد و سفید نشدند.