zunicken

Aussprache: /ˈtsuːˌnɪkən/
Wortzerlegung: zu·ni·cken
فعل

با سر به علامت تایید یا سلام تکان دادن، سر تکان دادن برای سلام یا تایید

Beispiele

  • Wenn du in den Bus steigst, suche ich oft deine Augen, um einen Ansatz zu haben, dir ''zuzunicken''. Aber welchen Sinn sollte es haben, dir ''zuzunicken'', wenn du konsequent in eine andere Richtung siehst?وقتی سوار اتوبوس می‌شوی، اغلب دنبال چشمانت می‌گردم تا بتوانم با سر به تو سلام کنم. اما چه فایده‌ای دارد که با سر به تو سلام کنم، وقتی مدام به سمت دیگری نگاه می‌کنی؟

Bedeutungen

1 Dativ

با تکان دادن سر به کسی یا چیزی اشاره کردن، تأیید کردن یا سلام کردن.

  • Er nickte ihr freundlich zu.او دوستانه به او سر تکان داد.
  • Der Lehrer nickte dem Schüler zustimmend zu.معلم با تأیید به دانش‌آموز سر تکان داد.