niederblicken
به پایین نگریستن، با نگاه تحقیرآمیز نگریستن
Beispiele
- Sie antwortete mir nicht, sondern ''blickte'' stattdessen ''nieder''.او به من جوابی نداد، بلکه در عوض به پایین نگریست.
- Sie hatte schon das Gefühl, dass die Nachbarn auf sie ''niederblickten'', weil sie ja noch nicht mal ein Abitur hatte.او احساس میکرد که همسایهها به او نگاه تحقیرآمیز میکنند، چون او حتی مدرک Abitur هم نداشت.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا auf + Akkusativ
چشم به پایین دوختن، از بالا به پایین نگاه کردن.
- Sie blickte nieder, um ihre Schuhe zu binden.او به پایین نگاه کرد تا کفشهایش را ببندد.
- Von dem hohen Turm konnte man auf die ganze Stadt niederblicken.از بالای برج بلند میشد به تمام شهر نگاه کرد.