niederklettern
به پایین خزیدن، پایین آمدن (با دست و پا)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با استفاده از دست و پا از ارتفاعی پایین آمدن، فرود آمدن؛ به سمت پایین خزیدن.
- Die Katze kletterte vom Baum nieder.گربه از درخت پایین آمد.
- Er kletterte die Leiter nieder.او از نردبان پایین خزید.