niedergelassen
مستقرشده، دارای مطب/دفتر مستقل (پزشک، وکیل)؛ ساکنشده
Beispiele
- Die Zahl der ''niedergelassenen'' Ärzte in ländlichen Regionen nimmt ab.تعداد پزشکانِ دارای مطب مستقل در مناطق روستایی در حال کاهش است.
- Nach einer langen Reise war die Familie im neuen Ort ''niedergelassen''.خانواده پس از یک سفر طولانی در شهر جدید مستقر و ساکن شدند.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(تخصصی/پزشکی و حقوق) توصیف پزشک، وکیل یا متخصص آزادکار که مطب یا دفتر مستقل خود را تأسیس کرده است (معادل niedergelassener Arzt).
- Niedergelassene Ärzte arbeiten oft in eigener Praxis.پزشکان دارای مطب مستقل، اغلب در مطب خودشان کار میکنند.
- Sie ist als niedergelassene Anwältin in Berlin tätig.او به عنوان وکیلِ دارای دفتر مستقل در برلین مشغول به فعالیت است.
2
attributiv oder prädikativ
توصیف شخص یا خانوار و قومی که در شهر، کشور یا منطقهای به طور ثابت ساکن شده است.
- Die neu niedergelassenen Einwohner fühlten sich schnell wohl.ساکنان تازه مستقرشده خیلی سریع احساس راحتی کردند.