niederhalten

Aussprache: /ˈniːdɐˌhaltn̩/
Wortzerlegung: nie·der·hal·ten
فعل

سرکوب کردن، مهار کردن، پایین نگه داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

شورش، مخالفان یا مردم را با زور سرکوب کردن و مانع قیام شدن

  • Die Polizei konnte den Aufstand erfolgreich niederhalten.پلیس توانست شورش را با موفقیت سرکوب کند.
  • Das Regime versuchte, alle Proteste niederzuhalten.رژیم تلاش کرد تمام اعتراضات را سرکوب کند.
2 Akkusativ

قیمت‌ها، تورم یا هزینه‌ها را در سطح پایین مهار کردن

  • Die Regierung versucht, die Inflation niederzuhalten.دولت تلاش می‌کند تورم را مهار کند (پایین نگه دارد).
  • Man muss die Betriebskosten niederhalten.باید هزینه‌های جاری را پایین نگه داشت.
3 Akkusativ

خشم، احساسات یا اشک را کنترل و فروخوردن

  • Sie konnte ihre Wut nur schwer niederhalten.او به سختی توانست خشم خود را سرکوب کند.
  • Er musste das Lachen niederhalten.او مجبور شد جلوی خنده‌اش را بگیرد.