niederholen
پایین آوردن (پرچم/بادبان)، سرنگون کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) niederholen
پرچم، بادبان یا تابلو را از ارتفاع/دکل پایین کشیدن و تا کردن
- Um 18.00 Uhr holte man die Flagge nieder.ساعت ۶ بعد از ظهر پرچم را پایین آوردند.
- Er musste die Segel vom Mast niederholen.او مجبور بود بادبانها را از دکل پایین بیاورد.
2
jemanden/etwas (Akkusativ) niederholen
کسی یا حکومتی را از مقام و جایگاه بالا به زیر کشیدن یا سرنگون ساختن
- Die Opposition versuchte, die Regierung niederzuholen.اپوزیسیون تلاش کرد دولت را سرنگون کند.
- Manche Kritiker versuchen, erfolgreiche Künstler niederzuholen.برخی منتقدان تلاش میکنند هنرمندان موفق را به زیر بکشند.