niederlegen
زمین گذاشتن، کنارهگیری/استعفا دادن (از سمت)، مکتوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + auf/an + Akkusativ/Dativ
چیزی، اسلحه یا تاج گل را روی زمین قرار دادن
- Die Soldaten mussten ihre Waffen niederlegen.سربازان مجبور شدند سلاحهای خود را زمین بگذارند.
- Sie legten einen Kranz am Denkmal nieder.آنها یک تاج گل در بنای یادبود قرار دادند.
2
Akkusativ (Amt/Mandat/Arbeit)
از پست، مقام یا مسئولیت استعفا دادن و کنارهگیری کردن
- Der Präsident hat sein Amt niedergelegt.رئیسجمهور از سمت خود استعفا داد.
- Die Arbeiter haben die Arbeit niedergelegt.کارگران دست از کار کشیدند (اعتصاب کردند).
3
Akkusativ + in + Dativ
شهادت، قرارداد یا قانونی را به صورت کتبی به نگارش درآوردن
- Seine Gedanken sind in diesem Buch niedergelegt.افکار او در این کتاب مکتوب شده است.
- Die Regeln wurden schriftlich niedergelegt.قوانین به صورت کتبی به نگارش درآمدند.