niederlegen

Aussprache: /ˈniːdɐˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: nie·der·le·gen
فعل

زمین گذاشتن، کناره‌گیری/استعفا دادن (از سمت)، مکتوب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + auf/an + Akkusativ/Dativ

چیزی، اسلحه یا تاج گل را روی زمین قرار دادن

  • Die Soldaten mussten ihre Waffen niederlegen.سربازان مجبور شدند سلاح‌های خود را زمین بگذارند.
  • Sie legten einen Kranz am Denkmal nieder.آنها یک تاج گل در بنای یادبود قرار دادند.
2 Akkusativ (Amt/Mandat/Arbeit)

از پست، مقام یا مسئولیت استعفا دادن و کناره‌گیری کردن

  • Der Präsident hat sein Amt niedergelegt.رئیس‌جمهور از سمت خود استعفا داد.
  • Die Arbeiter haben die Arbeit niedergelegt.کارگران دست از کار کشیدند (اعتصاب کردند).
3 Akkusativ + in + Dativ

شهادت، قرارداد یا قانونی را به صورت کتبی به نگارش درآوردن

  • Seine Gedanken sind in diesem Buch niedergelegt.افکار او در این کتاب مکتوب شده است.
  • Die Regeln wurden schriftlich niedergelegt.قوانین به صورت کتبی به نگارش درآمدند.