niederreden

Aussprache: /ˈniːdɐˌreːdn̩/
Wortzerlegung: nie·der·re·den
فعل

با داد و حرف زیاد کسی را خاموش کردن، مرعوب کردن (در مباحثه)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden niederreden)

با صحبت کردن مداوم، صدای بلند یا زیاده‌گویی اجازه صحبت به دیگری ندادن و او را ساکت کردن

  • In der Debatte versuchte er, seine Gegner einfach niederzureden.در مناظره، او سعی کرد مخالفان خود را فقط با زیاده‌گویی و صدای بلند ساکت کند.
  • Lass dich von ihm nicht niederreden, verteidige deine Position!اجازه نده او با داد و قال تو را ساکت کند، از موضع خود دفاع کن!