niederreden
با داد و حرف زیاد کسی را خاموش کردن، مرعوب کردن (در مباحثه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden niederreden)
با صحبت کردن مداوم، صدای بلند یا زیادهگویی اجازه صحبت به دیگری ندادن و او را ساکت کردن
- In der Debatte versuchte er, seine Gegner einfach niederzureden.در مناظره، او سعی کرد مخالفان خود را فقط با زیادهگویی و صدای بلند ساکت کند.
- Lass dich von ihm nicht niederreden, verteidige deine Position!اجازه نده او با داد و قال تو را ساکت کند، از موضع خود دفاع کن!