niederreiten
با اسب از روی کسی یا چیزی رد شدن و آسیب رساندن یا حتی نابود کردن/کشتن؛ با اسب به سمت پایین رفتن
Beispiele
- Aus dem Weg, oder ich ''reite'' dich ''nieder''!کنار برو، وگرنه از روت رد میشم!
- Die Infanteristen hatten Angst, ''niedergeritten'' zu werden.سربازان پیاده از ترس اینکه زیر گرفته شوند، وحشت داشتند.
- Der Bauer hasste den Hobbyreiter, der ihm regelmäßig sein Getreidefeld ''niederritt''.کشاورز از سوارکار تفننی که مرتباً مزرعه گندم او را لگدمال میکرد، متنفر بود.
- Er ''ist'' vor einer Stunde zum Fluss ''niedergeritten''.او یک ساعت پیش به سمت رودخانه با اسب پایین رفت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با اسب کسی/چیزی را زیر گرفتن، لگدمال کردن، سرنگون کردن
- Der Ritter ritt seinen Gegner nieder.شوالیه حریفش را با اسب زیر گرفت.
- Die Reiter ritten die feindlichen Soldaten nieder.سوارکاران سربازان دشمن را لگدمال کردند.
2
Akkusativ
(مجازی) کسی/چیزی را درهم کوبیدن، از بین بردن، شدیداً انتقاد کردن
- Die Kritik ritt den jungen Künstler nieder.انتقادات هنرمند جوان را درهم کوبید.
- Die Wirtschaftskrise ritt viele kleine Unternehmen nieder.بحران اقتصادی بسیاری از شرکتهای کوچک را از بین برد.