niederreiten

Aussprache: /ˈniːdɐˌʁaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: nie·der·rei·ten
فعل

با اسب از روی کسی یا چیزی رد شدن و آسیب رساندن یا حتی نابود کردن/کشتن؛ با اسب به سمت پایین رفتن

Beispiele

  • Aus dem Weg, oder ich ''reite'' dich ''nieder''!کنار برو، وگرنه از روت رد می‌شم!
  • Die Infanteristen hatten Angst, ''niedergeritten'' zu werden.سربازان پیاده از ترس اینکه زیر گرفته شوند، وحشت داشتند.
  • Der Bauer hasste den Hobbyreiter, der ihm regelmäßig sein Getreidefeld ''niederritt''.کشاورز از سوارکار تفننی که مرتباً مزرعه گندم او را لگدمال می‌کرد، متنفر بود.
  • Er ''ist'' vor einer Stunde zum Fluss ''niedergeritten''.او یک ساعت پیش به سمت رودخانه با اسب پایین رفت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با اسب کسی/چیزی را زیر گرفتن، لگدمال کردن، سرنگون کردن

  • Der Ritter ritt seinen Gegner nieder.شوالیه حریفش را با اسب زیر گرفت.
  • Die Reiter ritten die feindlichen Soldaten nieder.سوارکاران سربازان دشمن را لگدمال کردند.
2 Akkusativ

(مجازی) کسی/چیزی را درهم کوبیدن، از بین بردن، شدیداً انتقاد کردن

  • Die Kritik ritt den jungen Künstler nieder.انتقادات هنرمند جوان را درهم کوبید.
  • Die Wirtschaftskrise ritt viele kleine Unternehmen nieder.بحران اقتصادی بسیاری از شرکت‌های کوچک را از بین برد.