niederrieseln
به آرامی فرو ریختن، نمنم باریدن (مانند برف یا باران سبک)
Beispiele
- In der Nacht war ein leichter Regenschauer ''niedergerieselt''.در شب، بارش سبکی از باران به آرامی فرو ریخته بود.
- Die Asche ''rieselt'' auf die Häuserdächer ''nieder''.خاکستر به آرامی بر روی سقف خانهها میریزد.
Bedeutungen
1
Intransitiv
به آرامی و ذرهذره به پایین ریختن، نمنم باریدن (برف، باران سبک، شن)
- Der Schnee rieselte sanft nieder.برف به آرامی پایین میریخت.
- Feiner Sand rieselte von der Düne nieder.شن ریز از تپه شنی به پایین میریخت.