niederrinnen
به آرامی از بالا به پایین جاری شدن، سرازیر شدن
Beispiele
- Das Wasser ''rann'' die Scheibe ''nieder'' und sammelte sich in einer kleinen Lache auf dem Fensterbrett.آب از شیشه سرازیر شد و در یک گودال کوچک روی طاقچه جمع شد.
- Die Tränen ''rinnen'' ihr die Wangen ''nieder''.اشکها از گونههایش سرازیر میشوند.
Bedeutungen
1
Intransitiv
(مایع) به آرامی به سمت پایین جاری شدن، سرازیر شدن یا چکیدن.
- Das Wasser rinnt den Berg hinunter.آب از کوه به پایین جاری میشود.
- Tränen rannen ihr über die Wangen.اشکها از گونههایش سرازیر شدند.