niederschauen
به پایین نگریستن، نگاه کردن به پایین
Beispiele
- Sie stand auf dem Balkon und ''schaute nieder''.او روی بالکن ایستاد و به پایین نگاه کرد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا auf + Akkusativ
چشم به پایین دوختن، از بالا به پایین نگاه کردن.
- Er schaute nieder, um die kleinen Blumen am Wegrand zu bewundern.او به پایین نگاه کرد تا گلهای کوچک کنار جاده را تحسین کند.
- Die Kinder schauten vom Balkon auf die spielenden Hunde nieder.بچهها از بالکن به سگهای در حال بازی نگاه میکردند.