niederstampfen
له کردن، سرکوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با پا کوبیدن یا له کردن به طوری که صاف یا خرد شود.
- Er stampfte die leeren Dosen nieder, um Platz im Mülleimer zu schaffen.او قوطیهای خالی را له کرد تا در سطل زباله جا باز کند.
- Die Arbeiter stampften den Boden fest, bevor sie den Beton gossen.کارگران قبل از ریختن بتن، زمین را محکم کوبیدند.
2
Akkusativ
به صورت مجازی: مقاومت، شورش یا اعتراض را سرکوب کردن و از بین بردن.
- Die Regierung versuchte, die Proteste mit Gewalt niederzustampfen.دولت تلاش کرد اعتراضات را با خشونت سرکوب کند.
- Man darf die Meinungsfreiheit nicht einfach niederstampfen.نباید آزادی بیان را به سادگی پایمال کرد.