niederzufließen
جاری شدن به سمت پایین
Bedeutungen
1
nicht relevant
استفاده از ساختار 'zu' + مصدر برای بیان هدف یا نتیجه در جملات مرکب، به معنای 'به سمت پایین جاری شدن'.
- Die Aufgabe des Ingenieurs war es, einen Weg zu finden, damit das Wasser sicher ins Tal niederzufließen vermochte.وظیفه مهندس این بود که راهی بیابد تا آب بتواند به طور ایمن به سمت دره جاری شود.
- Man versuchte, die gefährliche Flüssigkeit so zu leiten, dass sie nicht unkontrolliert niederzufließen drohte.تلاش شد تا مایع خطرناک به گونهای هدایت شود که تهدید به جاری شدن غیرقابل کنترل به سمت پایین نکند.