niederzukämpfen
سرکوب کردن، مبارزه کردن و شکست دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
غلبه کردن بر یک دشمن، مخالف یا مانع قدرتمند از طریق مبارزه یا تلاش شدید؛ سرکوب کردن یک شورش یا مقاومت.
- Die Armee kämpfte die Rebellion mit aller Härte nieder.ارتش با تمام قوا شورش را سرکوب کرد.
- Er musste seine eigenen Ängste niedererkämpfen, um seine Ziele zu verfolgen.او مجبور بود بر ترسهای خود غلبه کند تا اهدافش را دنبال نماید.