nieseln
نمنم باریدن، ریز باریدن
Beispiele
- Da draußen ''nieselte'' es viel.بیرون هوا نمنم باران میزد.
- Als ich nach Kalisz kam, ''nieselte'' es.وقتی به کالیش رسیدم، هوا نمنم باران میبارید.
Bedeutungen
1
بدون مفعول (فعل غیرشخصی)
باران بسیار خفیف و ریز باریدن.
- Es nieselt schon den ganzen Morgen.تمام صبح دارد نمنم باران میبارد.
- Als wir das Haus verließen, begann es leicht zu nieseln.وقتی از خانه خارج شدیم، باران خفیفی شروع به باریدن کرد.