nillenkrank

Aussprache: /ˈnɪlənˌkʁaŋk/
Worttrennung: nil·len·krank
صفت

(در مورد مرد) مبتلا به بیماری مقاربتی (واژه عامیانه و رکیک)

Bedeutungen

1

اصطلاحی عامیانه و رکیک برای توصیف مردی که به یک بیماری مقاربتی مبتلا شده است.

  • Er hat sich mit einer Geschlechtskrankheit angesteckt und ist jetzt nillenkrank.او به یک بیماری مقاربتی مبتلا شده و اکنون نیلن‌کرانک است.
  • Der Arzt diagnostizierte, dass der Patient nillenkrank sei.دکتر تشخیص داد که بیمار نیلن‌کرانک است.
  • Sei vorsichtig, mit wem du schläfst, sonst wirst du noch nillenkrank.مراقب باش با چه کسی می‌خوابی، وگرنه نیلن‌کرانک خواهی شد.