nobilitieren
اشرافی کردن، به مقام اشرافی رساندن، شرافت بخشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden nobilitieren)
کسی را به مقام اشرافی رساندن، به او عنوان اشرافی دادن.
- Der König nobilitierte den verdienten General.پادشاه ژنرال شایسته را به مقام اشرافی رساند.
- In diesem Land kann man durch Verdienste nobilitiert werden.در این کشور میتوان از طریق شایستگیها به مقام اشرافی رسید.
2
Akkusativ (etwas nobilitieren)
به چیزی ارزش یا اهمیت بالاتری بخشیدن، آن را شرافتمندانه یا ارجمند جلوه دادن.
- Diese Geste nobilitiert den ganzen Akt.این حرکت کل عمل را شرافتمندانه جلوه میدهد.
- Die Kunst kann selbst die einfachsten Dinge nobilitieren.هنر میتواند حتی سادهترین چیزها را ارجمند سازد.