noch und noch
فراوان، بیشمار، به وفور
Bedeutungen
1
به معنای مقدار بسیار زیاد و غیرقابل شمارش از چیزی.
- Auf dem Markt gab es Äpfel, Birnen und noch und noch.در بازار سیب، گلابی و چیزهای دیگر فراوان بود.
- Er erzählte Geschichten und noch und noch.او داستانها و داستانهای دیگر بیشماری تعریف کرد.
- In der Bibliothek fand sie Bücher und noch und noch.او در کتابخانه کتابها و کتابهای فراوان دیگری پیدا کرد.