nordwärts

Aussprache: /ˈnɔʁtˌvɛʁt͡s/
Worttrennung: nord·wärts
قید

به سمت شمال، رو به شمال

Bedeutungen

1

در جهت شمال؛ به سوی شمال. این قید برای نشان دادن جهت حرکت یا موقعیت به کار می‌رود.

  • Die Vögel fliegen im Herbst nordwärts.پرندگان در پاییز به سمت شمال پرواز می‌کنند.
  • Wir fuhren nordwärts in die Berge.ما به سمت شمال، به سوی کوه‌ها رانندگی کردیم.
  • Das Schiff segelte nordwärts entlang der Küste.کشتی در امتداد ساحل به سمت شمال حرکت می‌کرد.