فعل
عادی کردن، نرمال کردن، به حالت عادی بازگرداندن
معانی و تعاریف normalisieren:
- چیزی را به حالت عادی یا استاندارد برگرداندن، عادی کردن
- به حالت عادی برگشتن، عادی شدن (به صورت انعکاسی)
جملات نمونه برای normalisieren:
Der Herzschlag hatte sich wieder ''normalisiert.''
ضربان قلب دوباره عادی شد.
„Seit Sommer 1985 ''normalisierte'' sich die Beziehung zwischen Westeuropa und der Türkei.“
"از تابستان ۱۹۸۵، رابطه بین اروپای غربی و ترکیه عادی شد."
Die Regierung versucht, die Beziehungen zu normalisieren.
دولت تلاش میکند روابط را عادی کند.