فعل
استاندارد کردن، هنجار کردن
معانی و تعاریف normen:
- چیزی را بر اساس یک استاندارد یا قاعده مشخص تنظیم و یکسان کردن.
- رفتار یا عملکردی را بر اساس هنجارهای اجتماعی یا فنی تنظیم کردن.
جملات نمونه برای normen:
„Um Materialien dennoch untereinander vergleichen zu können, ''normte'' man Probekörper > 5A bis C und begann, diese in genormten Maschinen zu prufen.“
«برای اینکه بتوان مواد را با هم مقایسه کرد، نمونههای آزمایشی > ۵A تا C استاندارد شدند و شروع به آزمایش آنها در ماشینهای استاندارد کردند.»
Die Maße der Bauteile müssen genormt werden.
ابعاد قطعات ساختمانی باید استاندارد شوند.
Die Qualität der Produkte wird streng genormt.
کیفیت محصولات به شدت استاندارد میشود.