قید
در صورت لزوم، در مواقع اضطراری، اگر چارهای نباشد
جملات نمونه برای notfalls:
Wir müssen ''notfalls'' das Bein amputieren, um das Leben des Patienten zu retten.
در صورت لزوم باید پای بیمار را قطع کنیم تا جانش را نجات دهیم.
''Notfalls'' müssen wir zu Fuß nach Hause gehen.
اگر چارهای نباشد، باید پیاده به خانه برویم.
„Darf ein Staat ''notfalls'' Unschuldige opfern, wenn dies zur Terrorabwehr erforderlich ist?“
«آیا یک دولت مجاز است در صورت لزوم افراد بیگناه را قربانی کند، اگر این امر برای دفاع در برابر تروریسم ضروری باشد؟»