notorisch
بدنام، شهره به کار بد، آشکار
Beispiele
- Er ist ein ''notorischer'' Lügner!او یک دروغگوی قهار و بر ملا است!
- Als ''notorische'' Diebin stiehlt sie die Uhr des Erzählers, als ebenso ''notorische'' Lügnerin gibt sie sich Don José gegenüber als Baskin aus.او به عنوان یک دزد بدنام، ساعت را از راوی میدزدد، و به عنوان یک دروغگوی به همان اندازه مشهور، خود را در برابر دون خوزه یک باسکی معرفی میکند.