notschlachten
کشتار اضطراری کردن (حیوان بیمار یا زخمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas notschlachten)
حیوانی را به دلیل بیماری شدید یا جراحت، قبل از موعد مقرر و به صورت اضطراری ذبح کردن.
- Das verletzte Schaf musste notgeschlachtet werden.گوسفند زخمی باید به صورت اضطراری ذبح میشد.
- Der Tierarzt entschied, das kranke Tier notzuschlachten.دامپزشک تصمیم گرفت حیوان بیمار را به صورت اضطراری ذبح کند.