notwasserten
آبرسانی اضطراری کردند
Bedeutungen
1
nicht anwendbar (مستقیم)
انجام یک فرود اضطراری با هواپیما بر روی سطح آب به دلیل نقص فنی یا شرایط اضطراری دیگر.
- Der Pilot gelang es, die beschädigte Maschine sicher auf dem Atlantik notzuwässern.خلبان موفق شد هواپیمای آسیبدیده را با اطمینان بر روی اقیانوس اطلس به صورت اضطراری فرود آورد.
- Nachdem die Triebwerke ausgefallen waren, musste das Flugzeug auf dem nahegelegenen See notgewassert werden.پس از از کار افتادن موتورها، هواپیما مجبور شد بر روی دریاچه نزدیک به صورت اضطراری فرود آید.