novellieren
اصلاح کردن (قانون)، تکمیل کردن (قانون)
Beispiele
- Die Familienministerin will das Erbschaftsteuergesetz ''novellieren.وزیر خانواده میخواهد قانون مالیات بر ارث را اصلاح کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک قانون یا مقررات موجود را اصلاح یا بازنگری کردن
- Das Parlament beschloss, das alte Gesetz zu novellieren, um es an die neuen Gegebenheiten anzupassen.پارلمان تصمیم گرفت قانون قدیمی را اصلاح کند تا آن را با شرایط جدید تطبیق دهد.
- Die Regierung plant, die Bauordnung zu novellieren, um den Umweltschutz zu verbessern.دولت قصد دارد آییننامه ساختمانی را بازنگری کند تا حفاظت از محیط زیست را بهبود بخشد.