nuancieren

Aussprache: /nu̯anˈsiːʁən/
Wortzerlegung: nu·an·cie·ren
فعل

تفاوت‌های ظریف قائل شدن، با جزئیات بیان کردن

Beispiele

  • Die Farbwahl ist mir zu grob, zu wenig ''nuanciert.انتخاب رنگ برای من خیلی کلی است، خیلی کم «ظرافت» دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تفاوت‌های ظریف و دقیق را در چیزی نشان دادن یا قائل شدن، چیزی را با جزئیات دقیق‌تر بیان کردن.

  • Man muss diese Aussage nuancieren, um Missverständnisse zu vermeiden.باید این گفته را با ظرافت بیشتری بیان کرد تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.
  • Der Künstler nuancierte die Farben, um eine besondere Wirkung zu erzielen.هنرمند رنگ‌ها را با ظرافت ترکیب کرد تا تأثیر ویژه‌ای ایجاد کند.